دیگه از گشنگی که نمردید اینطوری رفتار میکنید برای گرفتن 4 کیلو مرغ!!!!
برچسب:
نویسنده: بهار اکبرینژاد
درگیر شاه قلی ها شدیم!!
برچسب:
نویسنده: بهار اکبرینژاد
ای بی دین های بی سواد حسود طرفدار بی قانونی بوگندو! پیف پیف
فحش های دیپلماتیک رو به پایانه ، منتظر فحش های کلاسیک آقایونیم :دی
برچسب:
نویسنده: بهار اکبرینژاد
اونقدر فشرده شدم به داربست ها که فکر میکنم دو تا از دنده های راستم حداقل ترک برداشته!
نه میشه نشست و نه دراز کشید
درد، درد، درد
حتی نفس کشیدن هم سخت شده!!
سرفه و عطسه که نگو؛ عذابه و شکنجه!
چرا همیشه بلایای طبیعی و غیر طبیعی باید رو سر من نازل بشن؟!
خدایا شوخی دستی هم حدی داره، دعوات میکنم ها!!
برچسب:
نویسنده: بهار اکبرینژاد
برچسب:
نویسنده: بهار اکبرینژاد
پایانی سرد.
پ.ن:
آذر و دی هو بما هو نفرین شده هستن برای همیشه!
برچسب:
نویسنده: بهار اکبرینژاد
برچسب:
نویسنده: بهار اکبرینژاد
آدم که برید دیگر هیچ فرقی نمی کند به چه وصل بوده . دیگر دست تو نیست
می بری . از نفس ، از تن ، از زندگی ، از خود ، از تو ، از خدا
انگار بریدن ، قطع شدن اتصال نیست
بریدن انگار اتصال به قطع شدن است ...
برچسب:
نویسنده: بهار اکبرینژاد
برچسب:
نویسنده: بهار اکبرینژاد
برچسب:
نویسنده: بهار اکبرینژاد